
نشایدهای عینالقضاتی جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.همیشه دوست داشتم بروم. شغل محبوبم پنچرگیری وسط جادهای کویری بود. چیزهایی بلدم. ولی دنیا گوشه ندارد. همواره برایم سؤال بود که آیا واقعاً پیغمبر گفته اگر رسالتم نبود، آنقدر در افق خیره میماندم تا خداوند سبحان جانم را بستاند یا نه. دکتر تمیمداری به اینکه یک نفر گفته بود من شامّهی حدیثشناسی دارم میخندید. برای آزمایش روایتی ساختگی را روی کاغذ نوشته بودند و طرف گفته بود بله این بوی امام میدهد. روزی شاعری ...
ادامه مطلب
مفتعلنقمر در عقربم خونم ملولم کاسۀ شوقمنشایدهای عینالقضاتی همیشه دوست داشتم بروم. شغل محبوبم پنچرگیری وسط جادهای کویری بود. چیزهایی بلدم. ولی دنیا گوشه ندارد. همواره برایم سؤال بود که آیا واقعاً پیغمبر گفته اگر رسالتم نبود، آنقدر در افق خیره میماندم تا خداوند سبحان جانم را بستاند یا نه. دکتر تمیمداری به اینکه یک نفر گفته بود من شامّهی حدیثشناسی دارم میخندید. برای آزمایش روایتی ساختگی را روی کاغذ نوشته بودند و طرف گفته بود بله این بوی امام میدهد. روزی شاعری شعری خواند و گفت از سعدی است....
ادامه مطلب