خرید بک لینک

درباره نشانه‌های سقوط ساسان‌ها در ایران یاری‌جستن قباد از هیاطله‌ی شرق برای نبرد با امپراتوری روم و آویزان‌شدن خسروپرویز از روم برای تصاحب تاج و تختش از بهرام چوبین را ذکر کرده‌اند. وابستگی به قدرت‌های بیرونی است که در نظر دوراندیشان سیاسی معنای زوال آن نظام را در ذهن مسجل می‌کند. این وابستگی آشکارا با ما می‌گوید که دیگر در مردم ساسانی تمایلی به حمایت از دستگاه حاکم نیست.

پیدایش آیین‌های غیرزرتشتی و گرایش وافر مردمان به آنان با وجود مبارزه‌ی شدید موبدان با این دگردینی‌ها از دیگر نشانه‌ها ذکر شده است. نبود دینی حقیقی و راهگشا مانع از حرکت معنوی جماعت نخواهد شد و به‌رغم تمام محدودیت‌ها، خصوصیت‌های تمدنی ایرانی‌ها آنان را به سوی آیینی بهتر سوق خواهد داد؛ چنان‌که اگر رویش اسلام در خاتمه عهد ساسانی روی نمی‌داد، فراگیری مسیحیت در ایران تقریباً حتمی بود.

گنج‌جویی و خودکامگی امثال خسروپرویز نقطه‌ی اوج تداوم بی‌توجهی شاهان به حال طبقات فرودست بود. این نشانه نیز در کنار نظام طبقاتی تخلف‌ناپذیر این سلسله به‌ویژه در سده‌ی اتمامی، هر پژوهشگری را به این برآیند می‌رساند که گرچه قدرت مردم به برانداختن‌شان نمی‌رسد، همین بی‌وقعی سرانجام در روز مبادا دامن‌شان را خواهد گرفت.

ظهور و قدرت‌گیری مدعیانی چون بهرام چوبین فراتر از یک حادثه‌ی شوم سیاسی بود. او رسماً مابتدایت ساسان‌تبارها و اسطوره فره ایزدی و تأیید آسمانی آنان را پامال کرد و این‌گونه بود که پس از بهرام دیگر اجل دست از سر این جماعت برنداشت تا ضربه نهایی در قادسیه و نهاوند بر این مرگِ افتاده در بستر وارد شود.

مقصر همین‌جاست. جای دیگر در پی‌اش نباشید.

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: شنبه 24 مرداد 1405 ساعت: 20:38

صفحه بندی