خوانندهای چند بار از من پرسیده در روزگاری که مردم اینهمه گرسنه و گرفتارند، حجرفتن چه وجوب و لزومی دارد. چه امامزادهای را هم برای این پرسش برگزیده. آش را با جایش قورت دادهاند و سه من خون جگر ما را هم رویش سر کشیدهاند تا پایین برود، بعد این عزیز ما چنین دغدغهای دارد. هر چه حکم و واجبات بوده و نبوده یکییکی به عذرهای گوناگون معطل نهاده شده، آویزان حج بیتالله شدهاند.
یک بار هم محض رضای خداوند متعال و برای سیرکردن شکم گرسنگان و رفع گرفتاری درماندگان یقهی دزدان بانکی و پتروشیمی و پالایشگاهی و بورسی و نوسانبازها و تعیینکنندگان حقوق کارگران و کارمندان و بازنشستگان و دلاریخوران و پروژهبگیران رسانهای اصلاحاتی و اصولاتی و هزارفامیلها و مکندگان خون شیعیان و محبان اهل بیت علیهمالسلام را بگیرید و برابر آنان قیام کنید. بروید بپرسید و ببینید در چرخهی آنان چه اعدادی جابجا میشود و آنوقت این حاجِ مستطیعشده را بنگرید که پس از عمری چیزکی بر مالش افزون شده و بنا به حکم پرودگار عالمیان بر او واجب شده مناسکی را در چند روز معدود به جا آورد که از قضای روزگار درون آن قربانی و اطعام و هزار فایدهی دیگر برای دیگران نیز هست. دزد جای دیگر است عزیز من.
شما بروید روایات مربوط به حج را بخوانید تشتکتان خواهد پرید. آخر اینها را هم لنگدرهوا بگذاریم که سخط الهی بیش از پیش اسیرمان کند. من نه در این باره تخصصی دارم، نه مسئلهی ذهن و روان من است. پاسخ چنین شبهات و مشکلاتی در فضای نت موجود است و متخصصان به آنها پرداختهاند. رسیدن به حقیقت برای کسی که دغدغهاش را دارد الآن خیلی مفتتر شده. ما قطعاً مسئولیم به ضعفا رسیدگی کنیم، ولی راهش تعطیلی احکام شرعی و دینی نیست. به قول آن شاعر و عارف شبستری: جهان چون زلف و خال و خط و ابروست/ که هر چیزی به جای خویش نیکوست. خداوند ما را در تفقه در دین و عمل به حکم و تکلیفمان موفق بدارد.
برچسب:
نویسنده: مهسا نعمتی