خرید بک لینک

مفتعلن

قمر در عقربم خونم ملولم کاسۀ شوقم

تهران خفه شد

من نمی‌دانم پیکر آقای خامنه‌ای را در این مدت چهار ماه از شهادت‌شان کجا نگهداری می‌کردند. نمی‌دانم این حرف‌هایی که می‌گفتند به صورت امانی در قم، شهرری، مشهد یا باقی مکان‌ها دفن کرده بودند چقدر درست است. خبر ندارم ایشان در این مدت در همین تهران بودند یا دیگر جاها میزبان جسم متلاشی ایشان بوده. اصلاً مطلع نیستم از آن تن استخوانی در مصاف با تاماهاوک چیزی هم مانده بود یا نه. نمی‌دانم در این تابوتی که این سه روز در مصلی و مراسم تشییع به مردم نشان دادند، ایشان بوده‌اند یا نه.

تقریباً هیچ چیز نمی‌دانم و قطعاً هیچ خبری ندارم و تحقیقاً هیچ اعتمادی نیز به گفته‌های صاحب‌نعمتان مردم نمی‌توانم داشته باشم با حجم ضد و نقیض و راست و دروغی که تحویل‌مان داده‌اند و همواره ما را نامحرم خود دانسته‌اند.

تنها و تنها یک چیز می‌دانم: امشب تهران هیچ نوری ندارد. تهران ظلمانی و مرده است. هیچ حس معنا و مجدی در این شهر نیست. از طریق همین احساس و ادراک بی‌واسطه درمی‌یابم که با رفتن ابدی علی خامنه‌ای از این شهر، روشن نیست چه مدت باید بگذرد تا نوری بتابد و خفگی روحانی ما مداوا شود. بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر، باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید. ولی عمر در سراشیبی است و بخت در زوال.

در مستندی می‌دیدم یکی از اهالی طالقان می‌گفت آقا که از طالقان رفت، نور هم رفت. در عصر شخماتیک مدرنیته این مفاهیم با انواع برچسب‌ها فروکاسته می‌شود. چه اهمیت دارد؟ من با مدرک دکتری هم به این امّلی و عقب‌ماندگی مفتخرم. برترین و پیشرفته‌ترین حکومت‌ها و امپراتوری‌های مدرن را هم دیدیم. دیدیم جز بمب و موشک و تحریم و نسل‌کشی و اطوارهای نفسانی چیزی در چنته نداشتند.

آمارگیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: مهسا نعمتی تاريخ: سه شنبه 23 تير 1405 ساعت: 0:47

صفحه بندی