انتقام؟ البته که انتغام بهتر است: نغمهخوانی! وگرنه این هیاهوهای تشییع که خوابید، تصویری که از مردم ایران مخابره خواهد شد، گرسنگانی است که مانند کرهشمالی در سیطرهاند و نمیدانند در دنیا چه خبر است. مشتی لنگ و لوک دهاتی که در هزار تایشان یک پسندِ امپراتور جهان یافت مینشود. به این صورت، لطف عموسام به اینان لقمه نانی است در برابر منابعشان و اگر راضی نشوند، به قول مهدی اخوان ثالث:
ولی شلاق! این دیگر بلاییست
بلی، اما تحمل کرد باید
درست است اینکه الحق دردناک است
ولی ارباب آخر رحمش آید
.
گذارد چون فروکش کرد خشمش
که سر بر کفش و بر پایش گذاریم
شمارد زخمهامان را و ما این
محبت را غنیمت میشماریم
.
خاک سرد است و زمستان در پیش. این دهاتیها و مردم گرسنهی ایران که فهمی از مسائل بینالمللی ندارند. مردم از جنگ و فریاد انتقامانتقام که گروهی تندرو سرمیدهند خستهاند. همینها کشور را به جنگ کشاندند و رهبر عزیزمان را به شهادت رساندند. حالا تا نابودی کامل ایران رها نمیکنند. بگذارید سرمایهگذاران آمریکایی بیایند و اندکی از این زندگی رنجناک و پرفشار خلاص شویم.
بله. پس از انقلاب آقای خامنهای جویای احوال اخوان شد. اخوان گفت ما همیشه بر سلطهایم، نه با سلطه. خامنهای هم گفته بود خب بسمالله، این شما و این هم سلطه آمریکا. مرحوم اخوان بعدها از این رفتارش نادم شده بود، ولی آن روزها تریاک سهمیهای بود. یعنی شاعرِ آنهمه اشعارِ ستیز، صرفاً شاعر بود. داوری اردکانی در مقام دفاع از این جماعت نوشت: شاعر اهل عمل نیست، ولی به دیگران قدرت عمل میدهد. حالا بگردید و بیابید این دیگرانی را که از م.امید قدرت عمل گرفتهاند.
چگونه میشود هم با قاتل شخص اول مملکت تفاهمنامه نوشت، هم چپ و راست صحبت از قتل او به میان آورد؟ بله. اینجا ایران است و اعصار متمادی با اضداد به گونهای زیسته که محاسبهکردنش آسان نیست، اگر مُحال نباشد. پس بهتر است نغمه بخوانیم:
دو دشمن در کمین ماست، دائم
دو دشمن میدهد ما را شکنجه
برون: سرما، درون: این آتش جوع
که بر ارکان ما افکنده پنجه
.
دو .. اینک .. سومین دشمن .. که ناگاه
برون جست از کمین و حملهور گشت
سلاح آتشین ... بیرحم ... بیرحم
نه پای رفتن و نی، جای برگشت
.
بنوش ای برف! گلگون شو، برافروز
که این خون، خون ما بیخانمانهاست
که این خون، خون گرگان گرسنهست
که این خون، خون فرزندان صحراست
.
درین سرما، گرسنه، زخم خورده،
دویم آسیمهسر بر برف چون باد
ولیکن عزت آزادگی را
نگهبانیم، آزادیم، آزاد
برچسب:
نویسنده: مهسا نعمتی