عزیزم خواب دیدم زنده بودی
جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.
تو را هر شب میان خواب دیدم. تو را در خواب خود بیتاب دیدم. تو را دیدم چو باغ میوهای شاد، که از باران دریاگونهای شاد. دلم تنگ تماشای تو باشد. سرم سرگرم سودای تو باشد. چگونه بی تو هستم ای نبوده؟ ببخش این سینهی سنگین سوده. چو گندم آسیابان سوده جانم. نمانده چیزی از روح و روانم. اگر فردا نبودم، باش با من. کسی با من نمانده جز همین تن؛ که آن را هم به خاکی میسپارند، همانهایی که من را دوست دارند.
برچسب:
نویسنده: مهسا نعمتی